Saturday, January 15, 2011

آيات شيطانی (پيشگفتار مترجم)

آيات شيطانی (پيشگفتار مترجم)

گويند رمز عشق مگوييد و مشنويد
مشكل حكايتی است كه تقرير می‌كنند
(حافظ)

خواننده‌ی عزيز
سرانجام ترجمه‌ی قسمت اول كتاب آيه‌های شيطانی به پايان رسيد، ولی كوه مشكلات چنان قد عَلَم كرده بود كه تلاش فراوان برای بهبود كيفيت چاپ و عَرضه‌ی آن بی‌حاصل ماند. به اين اميد كه كمبودهای حاضر در چاپ بعدی و همراه با انتشارِ جلد دوم جبران شود.

از آنجا كه اين كتاب به قدر كافی در نشريات گوناگون بين المللی مورد نقد و بررسی قرار گرفته، ابتدا نيازی به نگارش مقدمه نمی‌ديدم، ولی در پايان كار ذكر نكاتی را درباره‌ی برگردان فارسی كه با كوشش در حفظ سَبك نگارش و ريزه كاری‌های بيان نويسنده انجام گرفته لازم ديدم. اما صحبت از سَبك و فُرم، بدون گفتگو از محتوا و همچنين اندك شناختی از نويسنده و ديگر آثارش راه به جايی نمی‌بَرَد. از اين رو يادداشت زير را منباب يادآوری به نظر می‌رسانم.

سلمان رشدی در سال ۱۹۴۷ در بمبئی به دنيا آمده، از سن ۱۴ سالگی در انگلستان اقامت گزيده، رُمان‌های بچه‌های نيمه شب، شرم (كه در فرانسه جايزه‌ی بهترين رُمان خارجی را برنده شده.)، لبخند جگوار: سفری به نيكاراگوآ، سناريوی دو فيلم تلويزيونی و مجموعه داستان گريموس را به رشته‌ی تحرير در آورده، جوايز ادبی بوكر پرايز، جميزنيت بلك مِمُوريال و انجمن ادبی انگليسی زبانان را برنده شده و آثارش تاكنون به ۲۰ زبان ترجمه و منتشر گشته است. (از جمله رُمان‌های بچه‌های نيمه شب و شرم را به فارسی نيز برگردانيده‌اند.) رشدی در سال ۱۹۶۸، هنگامی كه دانشجوی دانشگاه كمبريج بود به جنبشِ چپ پيوست و در تظاهرات دانشجويان عليه جنگ ويتنام شركت جست. در همان سال‌ها، تماشای تئاتر در تماشاخانه‌های پيشرو (آوانگارد) لندن، عشق به هنرپيشگی را در او زنده كرد. با اين حال در پايان تحصيلاتش در يك آژانس كوچك تبليغاتی سردبير شد و نگارش اولين رُمانش را آغاز كرد. اين رُمان كه درباره‌ی يكی از قديسين مسلمان بود، توفيق انتشار نيافت و دومين اثرش، مجموعه داستان گريموس نيز مورد پسند منتقدين قرار نگرفت. اما او مأيوس نشد و پس از پنج سال در سال ۱۹۸۱، رُمان بچه‌های نيمه شب را منتشر كرد. رُمان تكان دهنده‌ای كه پس از انتشار، صفحات مطبوعات انگلستان را به خود اختصاص داد و قصه‌ی استقلال هند است كه از زبان مسلمان جوانی حكايت می‌شود. از قضا اين رُمان رشدی نيز به اين خاطر كه در آن خانم گاندی را بيوه لقب داده و از فساد دولت كنونی هند انتقاد كرده است، باعث جنجال فراوانی در هندوستان شد. حيرت آور نيست كه در سال ۱۹۸۳ نيز نويسنده كه همچنان جهان را با معيارهای ناشی از عدالت طلبی ارزيابی می‌كند، در رُمان شرم با سَبكی كه افسانه، واقعيت و تاريخ را در هم می‌آميزد، شخصيت‌های سياسی مُعاصر پاكستان را به انتقاد گرفت و از بينظير بوتو با لقب باكره‌ی تنكه آهنی ياد كرده است. انتشار اين رُمان نيز در پاكستان ممنوع شد. منتقدين رُمان آيه‌های شيطانی را آخرين سنگ بنای نگارش رشدی و تكميل كننده‌ی رُمان‌های سه گانه اش می‌دانند. سلمان رشدی كه منتقدين پس از انتشار رُمان بچه‌های نيمه شب، او را همطَراز و نزديك به جيمز جويس يافتند، می‌گويد: "در بچه‌های نيمه شب هند را توصيف كرده ام. هند كودكيم، هند نسلی كه همراه با استقلال هند به دنيا آمد. رُمان شرم درباره‌ی پاكستان است، كشوری كه پدر و مادرم در آن پناه گرفتند. آن‌ها نيز چون بسياری از مسلمانان از آزار هندوها گريختند. اما پس از نَقل آنچه تا آن زمان گذشته بود خواستم بخش ديگری از داستان زندگيم را بازگو كنم: مهاجرتم به انگلستان. ۱۴ ساله بودم كه به اين كشور آمدم. غريب و از سرزمين خود واكنده بودم. در اينجا سرما، تحقير و نژاد پرستی انتظارم را می‌كشيد، اما بعدها دنيای ديگری يافتم. دنيايی تازه با ارزش‌های متفاوت، و طرح كتاب آيه‌های شيطانی از اين تجربه مايه گرفته است. می‌خواستم رَوَندِ مهاجرت را توصيف كنم. از يك سو آن همه شكستگی و واكندگی و رنج و تحمل و از سوی ديگر كشف و دريافت ارزش‌های نو را بيان كنم."

رُمان آيه‌های شيطانی با سقوط دو مرد از آسمان آغاز می‌شود. جامبوجت ربوده شده‌ی بُستان برفراز دريای مانش منفجر می‌شود و دو تن از مسافران به طرز معجزه آسايی زنده و سالم بر زمين سقوط می‌كنند. اين دو جبرئيل فرشته و صلدين چمچا نام دارند و حرفه شان هنرپيشگی است. جبرئيل ستاره‌ی پُرآوازه‌ی فيلم‌های مذهبی هند است كه در جستجوی الی كُن، ملكه‌ی يخ، يا زنی كه بر قله‌ی اِوِرِست پا نهاده به لندن سفر می‌كند. و صلدين، بازيگر نقش‌های راديويی و فيلم‌های تلويزيونی كودكان و استاد تغيير لهجه و تغيير صدا، از ديدار پدرش در بمبئی به انگلستان عزيزش، "كشور ميانه رَوی و اعتدال"، باز می‌گردد.

اين دو پرسناژ حين سقوط از آسمان همراه با استحاله‌ای مرموز ماهيتی نمادين می‌يابند و يكی به موجود شيطانی و ديگری به مردی فرشته آسا كه در تاريكی هاله‌ای نورانی گرد سرش می‌درخشد، تبديل می‌شوند.

استحاله‌ی سمبوليك جبرئيل و صلدين، خواننده را در انديشه‌ی چرايی و چگونگی آن درگير می‌كند، ولی از ديدگاهی ديگر آن دو شخصيت‌های اصلی رُمانند كه ميانشان ماجراهای پُرتحرك در قالب قصه‌هايی كه به نحوی اسرارآميز به يكديگر می‌پيوندند جريان دارد.

در اين كتاب تز و آنتی تز فراوان است. همه چيز تغيير شكل می‌يابد و آنچه را بهترين افكار می‌يابيم از ديدی ديگر به شيطانی ترين پندارها تبديل می‌شود. آيه‌های شيطانی پيش از آن كه رُمانی ضد دين باشد و مانند كتاب ۲۳ سال مداركی عليه پيغمبر ارائه دهد، كتابی است درباره‌ی چگونگی استحاله و تغيير. استحاله‌ای كه در اثر غربت يا تلاش برای هماهنگی با تغييرات سريع و پيچيده‌ی اين دنيای ديوانه در انسان‌ها به وقوع می‌پيوندد. دنيای ما كه به گفته‌ی پدرِ الی "پُر از تضاد است. اين را از ياد نبر. در اينجا اشباح، نازی‌ها و قديسين همه همزمان زندگی می‌كنند و در حالی كه در گوشه‌ای از خوشبختی به اوج می‌رسی، جهنم در پايان راه انتظارت را می‌كِشد. دنيايی از اين وحشی تر وجود ندارد." و هيچ نويسنده‌ای تا كنون تضادهای اين دنيا را اين چنين تصوير نكرده است. رُمان آيه‌های شيطانی تماشاخانه‌ی برخورد نيك و بد و كارزار خير و شر است. دنيايی مانوی كه در آن سپيدها، سپيد سپيدند و سياه‌ها، سياه سياه.

بخش دوم كتاب كه در شهری به نام جاهليه می‌گذرد و ماهوند نام دارد با الهام از افسانه‌ی غرانيق به رشته‌ی تحرير درآمده، اِسپِنسِر نيز يكی از بت‌های عهد عتيق را كه معتقدانش مردمانی شرور بودند، ماهوند ناميده بود.

در اين بخش، ماهوندِ سوداگر كه پيامبر می‌شود و يكی از بزرگترين اديان جهان را بنيان می‌گذارد، پس از ماجرای آيه‌های شيطانی به يثرب كه بعدها مدينه ناميده شد، پناه می‌برد.

اما ماجرايی كه بر ماهوند می‌گذرد عموميت دارد. در اين كتاب خدايان، فرشتگان، شياطين و پيامبران دارای خصلت‌های بسيار انسانيند و در بيشتر اوقات در تشخيص ميان نيك و بد عاجر می‌مانند.

انتخاب نام ديگر شخصيت‌های رُمان نيز سؤال برانگيز است. مثلاً شيخ شهر جاهليه ابوسميل نام دارد. آيا رشدی نام دهی در مِصر كه در سال ۱۹۶۰ هنگام ساختمان سد اسوان به زير آب رفت و معابد آن بعداً در زمين‌های مرتفع تر بازسازی شد را وام گرفته است؟ آنچه نام دِه را تداعی می‌كند ماسه‌ای بودن شهر جاهليه است، شهری كه از ماسه ساخته شده و آب دشمن آن است.

در آخر اين بخش جبرئيل، مَلِك مقرّب اقرار می‌كند كه نمی‌داند كدام نيرو زبانش را به سخن می‌گشايد. گويا شيطان از زبان او ابياتی را بيان كرده است. اما اين كه شيطان می‌تواند در قالب فرشته سخن بگويد، خواننده را به اين خيال می‌اندازد كه خدا همان شيطان است و شيطان خداست و يا اين كه خدا موجودی است كه نيمی از او شيطان و نيمی ديگر فرشته است.

رشدی در بخش ديگر رُمان، وقايع مهم دهه‌ی اخير، فاجعه‌ی يونيون كاربايد در بوپال (هند)، كشتار كودكان در آسام، جنگ فلكند، تظاهرات ميدان گراونر عليه مداخله‌ی نظامی امريكا در ويتنام، خطر مواد مخدر، پديده‌ی نوظهور افزايش پنج قلوها و شش قلوها، جنجال زاغه نشينی و خانه‌های موقت در لندن و... را همراه با طنزی كنايه آميز تصوير می‌كند و اين همه در كنار رفتار پُرتبعيض و غير انسانی پليس انگلستان و مأمورين اداره‌ی مهاجرت با صلدين، كه تصور می‌كنند به طور قاچاق وارد شده، از رُمان آيه‌های شيطانی اسطوره‌ی عصر شگفت انگيز ما را می‌سازد. عصری كه در آن آينده‌ی بشر به زير سؤال رفته و ميزان صميميت و شعور كسانی كه می‌كوشند موقعيت را در دست داشته باشند مورد ترديد است.

احتمالاً آنچه برای خوانندگان متدين تكان دهنده تر از بخش دوم كتاب (ماهوند) می‌باشد بخش بازگشت به جاهليه در اواخر كتاب است كه صحنه‌هايی از يك روسپی خانه را ترسيم می‌كند. در اينجا روسپی‌ها به خاطر جلب مشتری و رونق كار، نام همسران پيغمبر را برخود می‌نهند و اين ترفند پُرآوازه درآمد روسپی خانه را به چند برابر می‌رساند. نيازی به گفتن ندارد كه رشدی با تمايلات مذهبی به كلی بيگانه است و با دقت و موشكافی روانشناسانه به نماياندن ضمير ناخودآگاه مردان و زنان و روح زمانه دست زده است.

در اين كتاب كه از متن انگليسی ترجمه شده و واژه‌های فرانسه، اسپانيولی و هندی را تا آنجا كه برای درك مفهوم لازم بوده در پانويس‌ها به فارسی برگردانده و امور تغييرات سبك و فُرم نگارش كه گاه ادبی و گاه عاميانه است را تا حد ممكن مراعات كرده ام.

تاكنون، بعضی از منتقدين اين رُمان را با هزار و يك شب مقايسه كرده‌اند، بعضی ديگر آن را حماسه‌ی دنيای مُدرن خوانده‌اند و برخی، سبك رئاليسم جادويی رشدی را همطراز گارسيا ماركز می‌دانند، اما صرف نظر از هياهو و جنجالی كه حيات اين رُمان را در هم پيچيده، آينده نشان خواهد داد كه آيه‌های شيطانی يكی از آثار ادبی ماندگار قرن بيستم است.
روشنك ايرانی

بعدی: پاره‌یِ نخست

No comments:

Post a Comment