Saturday, January 15, 2011

آيات شيطانی (پيش‌سخن: چند نکته در مورد تايپ و ويرايش اين کتاب)

آيات شيطانی
نوشته‌ی: سلمان رشدی
ترجمه‌ی: روشنك داريوش (ايرانی)

چند نکته در مورد تايپ و ويرايش اين کتاب:
1. برای تايپ و ويرايش کتاب آيات شيطانی گروه به مدت شش ماه همت کردند و از اوايل آبان 1384 تا اواخر فروردين 1385 کار ادامه داشت. در اين مدت کتاب بارها و بارها ويرايش و با متن اصلی تطبيق شد. البته اين تطبيق تنها از لحاظ صوری بود که شرح آن را خواهم داد و تطبيق ترجمه‌ای نشد.

2. متن، پاورقی‌ها، ديکته‌های کلمات و عبارات انگليسی پاورقی‌ها و نحوه‌ی پاراگراف‌بندی متن تايپ شده با متن انگليسی کتاب تطبيق داده شد. برای نمونه پاراگراف‌بندی و تقسيم بخش‌های يک فصل با پاراگراف و بخش‌بندی کتاب اصلی يکسان گرديد. اگرچه هنگام اين امر متوجه شديم که مترجم (خانم روشنک ايرانی/ روشنک داريوش) بنا به دلايلی (احتمالاً عجله برای چاپ کتاب) تعدادی از پاراگراف‌های فصل 9 را که مربوط به مرگ پدر صلدين چمچا و بسيار زيبا و احساسی بود، حذف نموده‌اند!

ميان بندها نيز يک فاصله‌ی کامل گذاشته شد تا چشم خوانندگان خسته نشود.
3. تمام غلط‌های املايی و چاپی را زدوده، متن را يکدست کرديم که اين اغلاط متاسفانه کم نبودند. برای اين که با مفهوم "يکدست سازي" متن بيشتر آشنا شويد مثال‌هايی می‌آورم:
O نام "جان مسلمه" که در کتاب گاه به صورت "مسلمه" و گاه "مثلمه" آمده بود يکسان شد.
O نام زنان "ماهوند" يکدست شد:
مريم قبطی = مريم کپطی!!
ميمنه = ميمونه / ميمنت
رامله = رمله
4. البته در اين بين غلط‌های معنايی خيلی بد تصحيح شد:
"خر عثمان" به جای "گاو عثمان"! که حتا مترجم در جايی نوشته بود شاخ‌های خر!
اما بعضی غلط‌ها که مربوط به ترجمه می‌شد، با وجود آن‌که می‌دانستيم اشتباه فاحشی است، برای آن‌که سَبکِ کار مترجم به هم نخورَد آن‌ها را به همان صورت نوشتيم. باشد که اگر در آينده مترجم ديگری بخواهد کتاب را برگردان کند به آن‌ها توجه کند. مانند:
"مردان قورباغه‌ای"! به جای "غواصان". (می‌دانيد که واژه‌ی مردان قورباغه‌ای گرته‌برداری غلطی از frogmen به چم "آب باز" يا "غواص" است.)
5. تمام واژگانی که خواندن آنها سخت بوده‌اند سجاوندی شده‌اند. مانند: خِرَد و خُرد، بِرَويد و بِرويد، مُلک و مَلِک و مِلک.

و موارد ديگری که خوانندگان در حين مطالعه متوجه آن‌ها می‌شوند. بخصوص اگر کتاب را قبلا خوانده باشند. باشد که اين کار فرهنگی گامی برای کارهای مشابه باشد.

بعدی: پيش‌گفتارِ مترجم

No comments:

Post a Comment